close
تبلیغات در اینترنت
به پيروزي عادت کن! تراختور آذربابجان همین است.
سایت دانش آموزان قره چپق

سخن بزرگان :

جدید ترین مطالب
آخرین مطالب سایت
تبلیغات در سایت تبلیغات در سایت تبليغات در سایت تبليغات در سایت

 

بازگشت به بازي، بازگشت به ورزشگاهبراي قهرماني بايد «شخصيت قهرماني» داشت. براي کسب اين شخصيت هم بايد به «پيروزي عادت» کرد.

 

بازگشت به بازي، بازگشت به ورزشگاهبراي قهرماني بايد «شخصيت قهرماني» داشت. براي کسب اين شخصيت هم بايد به «پيروزي عادت» کرد.




به پيروزي عادت کن!


 براي قهرماني بايد «شخصيت قهرماني» داشت. براي کسب اين شخصيت هم بايد به «پيروزي عادت» کرد.


 بازگشت به بازي، بازگشت به ورزشگاه


 1) براي قهرماني بايد «شخصيت قهرماني» داشت . براي کسب اين شخصيت هم بايد به «پيروزي عادت» کرد. «عادت به پيروزي» و کسب  بردهاي متوالي است که به تيم روح جاه‌طلبي مي‌بخشد و مدعي نگه مي‌دارد. با تکرار و توالي پيروزي‌هاست که بالانشيني يک تيم از «اتفاق» خارج مي‌شود و به يک «رويه» بدل  مي‌گردد. اين، شرح حال تراکتورسازي ليگ چهاردهم است. تيم تبريزي حالا صاحب اين عادت شيرين  شده است. عادت کسب پيروزي‌هاي متوالي و پياپي. رقم خوردن سه پيروزي پشت سر هم حالا اين ثبات را به تيم تزريق کرده است. ثباتي که شخصيت قهرماني به تيم مي‌بخشد و روح برتري‌جويي سرخپوشان را بيش و بيشتر مي‌کند. حالا «پيروزي» در خون تراکتوري‌ها رفته و اين مي‌تواند يک عنصر تعيين‌کننده براي تداوم بالانشيني، حضور در کورس قهرماني و نزديکي هر چه بيشتر به جام باشد.


 2) تراکتور البته اين عادت پيروزي را با يک عادت ديگر عجين کرده است. رويه بازگشت به بازي. فن فوتبال مي‌گويد همواره پيروزي ساختن از يک شکست، دشوارتر از کسب پيروزي است. يعني اگر تيمي از حريف پيش بيفتد و در نهايت پيروز شود اتفاقي طبيعي‌تر است تا اين که تيمي از حريف عقب بماند اما باخت را به پيروزي بدل کند. اين يک امتياز براي تيم‌هاي بزرگ است که مي‌توانند بازي را عوض کنند، به جريان مسابقه بازگردند و شرايط را به ميل خويش تغيير دهند. البته يک ضعف در اين ميان مطرح است، تراکتور نبايد عادت کند که ابتدا از حريف گل دريافت کند تا موتورش راه بيفتد. اين ايراد بايد برطرف شود و سرخپوشان به عقب افتادن از حريفان عادت نکنند اما با وجود اين ضعف، بازگشت و جبران عقب‌افتادگي يک برگ برنده و امتياز روحيه‌بخش است. تراکتور چه در خانه مقابل صبا و چه بيرون از خانه مقابل پرسپوليس اين بازگشت را تجربه کرد و نشان داد مي‌تواند جريان منفي را به مثبت بدل کند.



 3) پيروزي مقابل پرسپوليس که در پي بازگشتي ويژه رخ داد يک اتفاق مهم ديگر را هم رقم زد. بي‌شک حضور پرشورها در ورزشگاه آزادي يک حضور چشمگير بود. هواداران تراکتور به گونه‌اي به طرفداري از تيم محبوبشان برخاستند که دستکم در ليگ چهاردهم بي‌سابقه بود. تراکتور تا هفته هفتم حتي در خانه هم آن تعداد هوادار را در حمايت از خود نديده بود. آن حضور مي‌توانست و مي‌تواند سرآغاز آشتي دوباره پرشورها با ورزشگاه‌ها باشد. همين موضوع، اهميت پيروزي تراکتور را دو چندان مي‌کرد. اگر اين تيم در تهران مثل 70 دقيقه ابتدايي بازي مي‌کرد و سرانجام بازي را مي‌باخت بعيد نبود که پرشورها سرخورده شوند و ديگر با آن ميل و عطش و رغبت به ورزشگاه نروند. اما آن بازگشت و آن پيروزي، پرشورها را دلگرم کرد و اجازه نداد آنها از حضورشان پشيمان شوند. در روزها و ماه‌هايي که هواداران همه تيم‌ها با اکراه حاضر مي‌شوند راه ورزشگاه‌ها را پيش بگيرند چنان حضوري يک نعمت است و حيف مي‌شد اگر پرشورها مزد حمايت پرشور خود را نمي‌گرفتند. هر چند هوادار «بايد» حتي در روزهاي شکست هم از تيم محبوب خود حمايت کند اما با اوضاع و مشکلاتي که فوتبال ايران براي تماشاگران رقم زده ديگر نمي‌توان از آنها چنين توقعي داشت. هر چه هست پرشورها از پيروزي تراکتور در آزادي نيرو و انرژي گرفتند و حالا هواداران تبريزي بايد يادگار را پر کنند تا باز هم پديده ليگ لقب بگيرند.