سایت دانش آموزان قره چپق

سخن بزرگان :

جدید ترین مطالب
آخرین مطالب سایت
کانال تلگرام سایت تبليغات در سایت تبليغات در سایت تبليغات در سایت

معنی شعر درس ششم فارسی دهم

معنی شعر درس ششم فارسی دهم

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید  گفتم که ماه من شو گفتا اگر بر آید

به معشوق گفتم غم هجران تو را در سر دارم گفت غمت پایان یابد ، گفتم که ( ماه استعاره از معشوق زیبا روی ) یار زیبا روی من باش گفت اگر امکان داشته باشد ( امکان ندارد )

گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز    گفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید 

گفتم از عاشقان و اهل محبت آیین وفاداری یاد بگیر (با ما وفاداری کن) . گفت ؛ از زیبارویان کمتر وفاداری برمی‌آید یا اصلاً برنمی‌آید .

گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم    گفتا که شبرو است او از راه دیگر آید

گفتم که تصویر و خیال تو را از سرم بیرون میکنم گفت تصویر و خیال من چابک است و از راه دیگری وارد می شود ( عشق و محبت معشوق از راه دل وارد می‌شود

گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد    گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید

گفتم که بوی خوش و دلفریب زلف تـو مرا به بیراهه کشانده‌است ، گفت ؛ اگر خوب توجه کنی بوی زلف من همچنان راهنمای تو در راه وصال است . 

گفتم خوشا هوایی کز باد خلد خیزد   گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید

گفتم ؛ چه هوای نیکویی از باد صبحگاهی (از باغ بهشت) بر می‌خیزد . گفت ؛ نسیمی که از کوی یار می‌آید نیکوتر و مبارک‌تر است .

گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت    گفتا تو بندگی کن کاو بنده پرور آید

گفتم ؛ که لب شیرین تو ما را در اشتیاق خودش کُشته است . گفت ؛ تو سر اطاعت بر فرمان و خواست او بگذار او خود روش دلنوازی و دلجویی از بندگان فرمانبرش (عاشقانش ) را می‌داند : معنی شعر درس ششم فارسی دهم « تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن  /  که خواجه خود روش بنده‌پروری داند »

گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد     گفتا مگوی با کس تا وقت آن در آید

گفتم ؛ دل مهربانت ( شاید به طنز و طعنه صفت مهربان را آورده) کی سرسازش و آشتی با ما را دارد ، گفت ؛ با کس این راز (عاشقی) را مگو تا زمان آشتی فرا برسد .

گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد    گفتا خموش حافظ کاین غصّه هم سر آید

گفتم ؛ دیدی چگونه روزگار جوانی و کامرانی گذشت و وصال حاصل نشد ؟ معنی شعر درس ششم فارسی دهم گفت ؛ خاموش باش (گله نکن) که این حسرت و اندوه تو پایان می‌پذیرد .